هوش مصنوعی:
شاعر از تقدیر و جدایی از یار شکایت میکند و از درد دوری و اندوه ناشی از آن مینالد. همچنین به داغهای عاطفی و گریههای بیفرجام اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد جدایی و اشاره به رنجهای عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد.
غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟ ۱
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند
دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت ۲
داغ دگر این است که از گریه بشستم
آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت ۳
از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟ ۱
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند
دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت ۲
داغ دگر این است که از گریه بشستم
آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶ - امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.