هوش مصنوعی:
این شعر از رنجهای عاشقانه و ناکامیهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق، دردهای روحی و عشق نافرجام شکایت دارد و با تصاویری مانند گلنشکفته، تیر جفا و نامهرسان ناکام، احساسات خود را بیان میکند. در پایان نیز به ناپایداری قدرت و ثروت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و بیوفایی نیاز به بلوغ ذهنی برای تحلیل دارد.
غزل ۱۶۰ - مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
شبی نرفت که برجان ما بلا نگذشت ۱
مرا ز عارض او دیر شد گلی نشگفت
چو گلبنی که بر او هیچگه صبا نگذشت ۲
گذشت در دل من صد هزار تیر جفا
که هیچ در دل آن یار بیوفا نگذشت ۳
مسیح من چو مرا دم نداد جان دادم
ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت ۴
کبوتری نبرد سوی دوست نامهٔ من
کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت ۵
چه سود ملک سلیمانت خسروا به سخن
که هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت ۶
شبی نرفت که برجان ما بلا نگذشت ۱
مرا ز عارض او دیر شد گلی نشگفت
چو گلبنی که بر او هیچگه صبا نگذشت ۲
گذشت در دل من صد هزار تیر جفا
که هیچ در دل آن یار بیوفا نگذشت ۳
مسیح من چو مرا دم نداد جان دادم
ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت ۴
کبوتری نبرد سوی دوست نامهٔ من
کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت ۵
چه سود ملک سلیمانت خسروا به سخن
که هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - با غمش خو کردم امشب گرچه در زاری گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - سرآن قامت چون سرو روان خواهم گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.