هوش مصنوعی:
این متن به بیان درد و رنج عشق و از دست دادن میپردازد. شاعر از یاری دل و عشق سخن میگوید که با وجود فداکاریهایش، تنها درد و رنج به جای مانده است. همچنین، اشارهای به مفهوم دزدی و از دست دادن دارد که میتواند نمادی از ناامیدی و شکست باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۲۱۸ - یاری دل ما به رایگان برد
یاری دل ما به رایگان برد
تا دل طلبیم باز جان برد ۱
عشق آمد و گردن خرد زد
دزد آمد و سر ز پاسبان برد ۲
ماندیم از آن حریف دل دزد
زد قلعه و مهره رایگان برد ۳
جان دادم و درد تو خریدم
این را تو ببر که خسروان برد ۴
تا دل طلبیم باز جان برد ۱
عشق آمد و گردن خرد زد
دزد آمد و سر ز پاسبان برد ۲
ماندیم از آن حریف دل دزد
زد قلعه و مهره رایگان برد ۳
جان دادم و درد تو خریدم
این را تو ببر که خسروان برد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷ - چشمم که بود خانهٔ خیل خیال تو
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹ - کی درد ناکتر بود از حسرت فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.