هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه دوری از معشوق و بیقراری دل سخن میگوید. او اشاره میکند که دلش با رفتن معشوق رفته و حتی جانش نیز بازنگشته است. شاعر همچنین از مستی عشق میگوید و بیان میکند که کسی از میخانه عشق عاقلانه بازنمیگردد. در پایان، او به ضرورت نصیحت برای زندگان اشاره میکند، چرا که مرغی که افسون شده باشد، دیگر بازنمیگردد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۲۸۰ - صبا آمد ولی دل باز نامد
صبا آمد ولی دل باز نامد
غریب ما به منزل باز نامد
دل مارفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد
به عشقم مست بگذارید زیراک
کس از میخانه عاقل باز نامد
نصیحت زندگان را کرد باید
کز افسون مرغ بسمل باز نامد
غریب ما به منزل باز نامد
دل مارفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد
به عشقم مست بگذارید زیراک
کس از میخانه عاقل باز نامد
نصیحت زندگان را کرد باید
کز افسون مرغ بسمل باز نامد
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - خبرم رسید امشب که نگار خواهی آمد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - دل من چرا چو غنچه نشو دریده صد جا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.