هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که حتی پس از مرگ نیز وجودش به عشق و وفاداری به معشوق گواهی میدهد. در روز قیامت، مردم برای عدالت به دامان معشوق پناه میبرند و دل شاعر هرجا که بگریزد، باز به سوی معشوق بازمیگردد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و قیامت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۹۸ - گر خاک وجودم زپس مرگ ببیزند
گر خاک وجودم زپس مرگ ببیزند
زنگار گرفته همه پیکان تو یابند
فردای قیامت که به انصاف رسد خلق
بس دست تظلم که به دامان تو یابند
هر جاکه گریزد دل سودا زدهٔ من
بازش به سر زلف پریشان تو یابند
زنگار گرفته همه پیکان تو یابند
فردای قیامت که به انصاف رسد خلق
بس دست تظلم که به دامان تو یابند
هر جاکه گریزد دل سودا زدهٔ من
بازش به سر زلف پریشان تو یابند
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - تا تو از خانه برون آیی هردم چاک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.