هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از حافظ، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای عشق میپردازد. شاعر از دلبستگی و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید و از رنجهای ناشی از عشق و جدایی گلایه میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند بهشت و دوزخ دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۶۶ - دل خود چه متاعی است که از ما طلبد دوست
دل خود چه متاعی است که از ما طلبد دوست
حقا که اگر جان طلبد زود برآید
زنهار که آن بند قباچست نبندی
کز نازکیش بخیه براندام برآید
او کرده ترش گوشهٔ ابرو ز سر خشم
من منتظر لب که چه دشنام برآید
ای ساقی بدمست مزن تیغ که در تن
خون آن قدرم نیست که در جام برآید
آن را که بهشتی صفتی داغ نکردست
گر از نه دوزخ کشیش خام برآید
حقا که اگر جان طلبد زود برآید
زنهار که آن بند قباچست نبندی
کز نازکیش بخیه براندام برآید
او کرده ترش گوشهٔ ابرو ز سر خشم
من منتظر لب که چه دشنام برآید
ای ساقی بدمست مزن تیغ که در تن
خون آن قدرم نیست که در جام برآید
آن را که بهشتی صفتی داغ نکردست
گر از نه دوزخ کشیش خام برآید
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۵ - زمستان می رود ایام شادی پیش میآید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۷ - ز بهر دیدن هندستان زلف تو هر شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.