هوش مصنوعی:
متن بالا از یک شعر عاشقانه و توصیفی تشکیل شده است که زیباییهای طبیعت مانند ابر، باران و باغ را همراه با عشق و مستی توصیف میکند. شاعر از عشق به عنوان بلایی جانگداز اما شیرین یاد میکند و از لحظات خوش در کنار دوستان و طبیعت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از واژگانی مانند 'مستی' است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر از مضامین عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۲۳ - ابری خوشست و وقت خوش است و هوای خوش
ابری خوشست و وقت خوش است و هوای خوش
ساقی مست داده به مستان صلای خوش
باران خوش رسید و حریفان عیش را
گشت آشنای جان و زهی آشنای خوش
بی روی خوب دل نبود خوش به هیچ جا
گل گرچه خو برو بود و باغ جای خوش
عشق بتان اگر چه بلایی است جانگداز
خسرو به جان و دیده خرید این بلای خوش
ساقی مست داده به مستان صلای خوش
باران خوش رسید و حریفان عیش را
گشت آشنای جان و زهی آشنای خوش
بی روی خوب دل نبود خوش به هیچ جا
گل گرچه خو برو بود و باغ جای خوش
عشق بتان اگر چه بلایی است جانگداز
خسرو به جان و دیده خرید این بلای خوش
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۲ - آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
گوهر بعدی:غزل ۴۲۴ - هست بازار تو در دلها گرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.