هوش مصنوعی:
شاعر از یادآوری سخنان و خندههای شیرین معشوق خود غمگین است و با صدای بلند گریه میکند، اما این گریه به گوش کسی نمیرسد. او از معشوقی میگوید که با خشم او را ترک کرده و تنها مانده است و از چشم میخواهد که خواب را بپوشاند.
رده سنی:
16+
متن حاوی احساسات پیچیدهای مانند عشق، اندوه و تنهایی است که درک آن برای کودکان دشوار است و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که توانایی درک و همذاتپنداری با این احساسات را دارند.
غزل ۴۲۲ - آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
وان شکر خندهٔ شیرین تو از چشمهٔ نوش ۱
گریه میآیدم از دور به آواز بلند
که از آن گریه نمیآیدم آواز به گوش ۲
ای به خشم از برمن رفته و تنها خفته
چشم را گوی که چندین طرف خواب بپوش ۳
وان شکر خندهٔ شیرین تو از چشمهٔ نوش ۱
گریه میآیدم از دور به آواز بلند
که از آن گریه نمیآیدم آواز به گوش ۲
ای به خشم از برمن رفته و تنها خفته
چشم را گوی که چندین طرف خواب بپوش ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۱ - دزدانه در آمد از درم دوش
گوهر بعدی:غزل ۴۲۳ - ابری خوشست و وقت خوش است و هوای خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.