هوش مصنوعی:
شاعر از تنهایی و تاریکی شبهای خود میگوید و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او اشاره میکند که معشوق مانند آب، تشنگان را از خود نمیراند و اگر عاشقان دلسوخته را کباب کردن برایش حلال نبود، او حاضر نبود حتی کباب خود را به مستی ببخشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند «کباب کردن دلها» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۳۰ - چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
نوری ندادیم شبی از ماههتاب خویش ۱
رویی چنان مپوش زعشاق کاهل دل
از تشنگان دریغ ندارند آب خویش ۲
گر نه کباب کردن دلها شدش حلال
آن مست را بحل نکنم من کباب خویش ۳
نوری ندادیم شبی از ماههتاب خویش ۱
رویی چنان مپوش زعشاق کاهل دل
از تشنگان دریغ ندارند آب خویش ۲
گر نه کباب کردن دلها شدش حلال
آن مست را بحل نکنم من کباب خویش ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۹ - سالها خون خوردهام ازبخت بی سامان خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۳۱ - سخت دشوار ست تنها ماندن از دلدار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.