هوش مصنوعی:
شاعر از رفتن از خدمت عذرخواهی میکند و امیدوار است که به لطف خدا بتواند دوباره به خدمت بازگردد. او از دل آزرده و فراموشی معشوق شکایت میکند و از این میپرسد که چگونه میتواند او را فراموش کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۴۴۷ - عذر تقصیر بخواهیم که از خدمت رفت
عذر تقصیر بخواهیم که از خدمت رفت
گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم
میخلی روز و شب اندر دل آزردهٔ من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم
گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم
میخلی روز و شب اندر دل آزردهٔ من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۶ - گفتی دو چشم و دو لبم زینها کدام آید خوشت
گوهر بعدی:غزل ۴۴۸ - من که پا تابهٔ همت کنم از اطلس چرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.