هوش مصنوعی:
این متن به ناپایداری دنیا، بیوفایی آن و اهمیت رهایی از تعلقات مادی میپردازد. شاعر از درد جدایی، بیثباتی زندگی و ارزش دوستی و عشق سخن میگوید و توصیه میکند که به جای追逐 مال و مقام، به چیزهای معنوی و انسانی توجه شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۶۲۶ - چو کار جهان نیست جز بیوفایی
چو کار جهان نیست جز بیوفایی
در و با امید و فا چند پایی ۱
رها کن چرا میکنی قصر و ایوان
به جایی که نبود امید رهایی ۲
بلند آفتابیست هر یک که بینی
بگرداند رو در هوای هوایی ۳
اگر آدمی غرقه گردد به دریا
از ان به که با کس کند آشنایی ۴
اگر چه بسی دردها هست ، لیکن
جداگانه دردی است درد جدایی ۵
چو دیدی که هستی بقایی ندارد
ز هستی چه لافی درین لابقایی ۶
مرو بهر مشتی درم نزد هر خس
مکن خدمت گاو چون روستایی ۷
به جیب فلک خسروا دست در کن
بهر جا چو دو نان چه دامن گشایی؟ ۸
هر جا که لعلش در خنده آید
شکر ندارد آنجا بهائیی ۹
هر لحظه دارد دل با خیالش
خوش گفتگویی خوش ماجرایی ۱۰
در و با امید و فا چند پایی ۱
رها کن چرا میکنی قصر و ایوان
به جایی که نبود امید رهایی ۲
بلند آفتابیست هر یک که بینی
بگرداند رو در هوای هوایی ۳
اگر آدمی غرقه گردد به دریا
از ان به که با کس کند آشنایی ۴
اگر چه بسی دردها هست ، لیکن
جداگانه دردی است درد جدایی ۵
چو دیدی که هستی بقایی ندارد
ز هستی چه لافی درین لابقایی ۶
مرو بهر مشتی درم نزد هر خس
مکن خدمت گاو چون روستایی ۷
به جیب فلک خسروا دست در کن
بهر جا چو دو نان چه دامن گشایی؟ ۸
هر جا که لعلش در خنده آید
شکر ندارد آنجا بهائیی ۹
هر لحظه دارد دل با خیالش
خوش گفتگویی خوش ماجرایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۵ - ای باد که از کوی وفا میآیی
گوهر بعدی:غزل ۶۲۷ - چو لاله غرق به خونم چو گل گریبان چاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.