هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند چشم خمار، زلف کمند و شمع، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق می‌پردازد. شاعر از معشوق، طبیعت و عناصر آن برای بیان عشق و رنج خود استفاده می‌کند و در پایان به ستایش از محبوب و دل درویش‌نواز او می‌پردازد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل شمارهٔ ۱۷ - دل درویش نوازت

ای چشم خمارین تو و افسانه ی نازت
وی زلف کمندین من و شبهای درازت ۱

شبها منم و چشمک محزون ثریا
با اشک غم و زمزمه راز و نیازت ۲

بازآمدی ای شمع که با جمع نسازی
بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت ۳

گنجینه رازی است به هر مویت و زان موی
هر چنبره ماری است به گنجینه ی رازت ۴

در خویش زنیم آتش و خلقی به سرآریم
باشد که ببینیم بدین شعبده بازت ۵

صد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار
ای جاده ی انصاف، ندیدیم ترازت ۶

شهری به تو یار است و غریب این همه محروم
ای شاه بنازم دل درویش نوازت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۷۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.