هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام مینالد. او از رنجهای عاشقانه، صبر در برابر مصائب، و امید به وصال سخن میگوید. با تصاویری مانند اشکهای سیراب مانند لاله، زلف یار مانند سنبل و سوسن، و شمع عشق روشنشده با امید، احساسات خود را بیان میکند. در پایان، از سالها انتظار و آرزوی جرعهای از جام وصال میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیراب
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم ۱
گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم ۲
لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست
اشک چون لاله ی سیراب به دامن کردم ۳
در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ
که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم ۴
شبنم از گونه گلبرگ نگون بود که من
گله زلف تو با سنبل و سوسن کردم ۵
دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم ۶
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم ۷
آشیانم به سر کنگره ی افلاک است
گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم ۸
شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام
سال ها بر در این میکده مسکن کردم ۹
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم ۱
گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم ۲
لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست
اشک چون لاله ی سیراب به دامن کردم ۳
در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ
که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم ۴
شبنم از گونه گلبرگ نگون بود که من
گله زلف تو با سنبل و سوسن کردم ۵
دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم ۶
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم ۷
آشیانم به سر کنگره ی افلاک است
گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم ۸
شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام
سال ها بر در این میکده مسکن کردم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۶۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.