خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، صبر، ندامت و آرزوی دیدار معشوق سخن می‌گوید. او از رنج‌های عشق، گریه‌های پنهان و دل‌تنگی‌هایش می‌گوید و در نهایت به رمیدن از مردم و پیوند با خیال معشوق اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ندامت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق

چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی، به دردِ خویش خو کردم ۱

چرا رو در تو آرم من؟ که خود را گم کنم در تو؟
به خود باز آمدم، نقشِ تو در خود جست‌وجو کردم ۲

خیالت ساده‌دل‌تر بود و با ما از تو یک‌روتر
من این‌ها، هر دو، با آیینهٔ دل روبه‌رو کردم ۳

فشردم با همه مستی، به دل سنگ صبوری را
ز حال گریهٔ پنهان، حکایت با سبو کردم ۴

فرود آ ای عزیز دل! که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشکِ ندامت شست‌و‌شو کردم ۵

صفایی بود دیشب با خیالت خلوتِ ما را
ولی من باز پنهانی، تو را هم آرزو کردم ۶

مَلول از نالهٔ بلبل، مباش ای باغبان! رفتم
حلالم کن اگر وقتی، گلی در غنچه بو کردم ۷

تو با اَغیار، پیشِ چشمِ من، مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت، گریهٔ پنهان در گلو کردم ۸

حراجِ عشق و تاراجِ جوانی، وحشتِ پیری
در این هنگامه، من کاری که کردم یاد او کردم ۹

ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدن‌ها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک‌مو کردم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیراب
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۸۰ - بخفت خفته و دولت بیدار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.