هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و انتظارش برای معشوق میگوید. او با توصیف حالات روحی و احساسی خود، مانند بیقراری، خمار، و آرزوی دیدار، عمق علاقهاش را نشان میدهد. همچنین، شاعر به نقش خود به عنوان یار وفادار و فداکار اشاره میکند، حتی اگر معشوق از او غافل باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل شمارهٔ ۸۱ - خمار انتظار
شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم ۱
نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم ۲
همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم ۳
خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم ۴
اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم ۵
چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست
ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم ۶
به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی
اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم ۷
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم ۱
نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم ۲
همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم ۳
خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم ۴
اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم ۵
چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست
ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم ۶
به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی
اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۸۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۸۰ - بخفت خفته و دولت بیدار
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.