هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تیرهبختی و ناامیدی خود میگوید، از این که در زندگی با بدبختیهای زیادی روبهرو شده و هیچ کس را ندیده که به اندازه او بدبخت باشد. او از نبود دوست وفادار و مروت در روزگارش شکایت دارد و از این که امیدش به یأس تبدیل شده است. شاعر از طبیعت و عنایت الهی طلب کمک میکند و در نهایت، خود را بیگناه میداند و از تهمتهای ناروا مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، مفاهیمی مانند ناامیدی، شکایت از روزگار و طلب کمک از عنایت الهی نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم
به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم
ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم ۱
برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود
ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم ۲
وگر نگاه امیدی بسوی هیچکسم نیست
چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدم ۳
رفیق اگر تو رسیدی سلام ما برسانی
که من به اهل وفا و مروتی نرسیدم ۴
منی که شاخه و برگم نصیب برق بلا بود
به کشتزار طبیعت ندانم از چه دمیدم ۵
یکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایت
که در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم ۶
ز آب دیده چنان آتشم کشید زبانه
که خاک غم به سرافشان چو گرد باد دویدم ۷
گناه اگر رخ مردم سیه کند من مسکین
به شهر روسیهان شهریار روی سپیدم ۸
ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم ۱
برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود
ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم ۲
وگر نگاه امیدی بسوی هیچکسم نیست
چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدم ۳
رفیق اگر تو رسیدی سلام ما برسانی
که من به اهل وفا و مروتی نرسیدم ۴
منی که شاخه و برگم نصیب برق بلا بود
به کشتزار طبیعت ندانم از چه دمیدم ۵
یکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایت
که در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم ۶
ز آب دیده چنان آتشم کشید زبانه
که خاک غم به سرافشان چو گرد باد دویدم ۷
گناه اگر رخ مردم سیه کند من مسکین
به شهر روسیهان شهریار روی سپیدم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۸۱ - خمار انتظار
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.