هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند تنهایی، تأمل در حال و روز خود، نقد دنیا و دولت، و جستجوی آرامش در درون میپردازد. شاعر از نقصها و کمالهای خود و دیگران سخن میگوید و به دنبال آرامش درونی است. همچنین، اشارهای به مدحسرایی شاعران و تفاوت آن با غزلخوانی خود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل شمارهٔ ۱۰۵ - کنج ملال
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن ۱
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن ۲
سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن ۳
بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین
گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن ۴
کاسه گو آب حرامت کن به مخموران سبیل
سفره پنهان می کند نان حلال خویشتن ۵
شمع بزم افروز را از خویشتن سوزی چه باک
او جمال جمع جوید در زوال خویشتن ۶
خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت
پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن ۷
آسمان گو از هلال ابرو چه می تابی که ما
رخ نتابیم از مه ابر و هلال خویشتن ۸
همچو عمرم بی وفا بگذشت ما هم سالها
عمر گو برچین بساط ماه و سال خویشتن ۹
شاعران مدحت سرای شهریارانند لیک
شهریار ما غزل خوان غزال خویشتن ۱۰
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن ۱
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن ۲
سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن ۳
بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین
گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن ۴
کاسه گو آب حرامت کن به مخموران سبیل
سفره پنهان می کند نان حلال خویشتن ۵
شمع بزم افروز را از خویشتن سوزی چه باک
او جمال جمع جوید در زوال خویشتن ۶
خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت
پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن ۷
آسمان گو از هلال ابرو چه می تابی که ما
رخ نتابیم از مه ابر و هلال خویشتن ۸
همچو عمرم بی وفا بگذشت ما هم سالها
عمر گو برچین بساط ماه و سال خویشتن ۹
شاعران مدحت سرای شهریارانند لیک
شهریار ما غزل خوان غزال خویشتن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۲۰۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۰۶ - درس محبت
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۴۰۰/۸/۱۳ ۱۱:۳۴
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
گر گذاردمان فلک حالی به حال خوی
میشه لطفا مفهوم این غزل را بفرمایید ممنون می شوم