هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات ناشی از انتظار و هجران پرداخته و از عدم حضور معشوق شکایت میکند. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ستاره، سپیده، شمع، مهتاب و غزال، عمق احساسات خود را نشان میدهد. شاعر از تنهایی، بیوفایی و بیتوجهی معشوق گله میکند و از رنجهای عاشقانه خود میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار
باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی ۱
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی ۲
زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی ۳
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی ۴
شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزل خوان نیامدی ۵
گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی ۶
خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی ۷
نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی ۸
گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی ۹
صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ایست
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی ۱۰
در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی ۱۱
باز ای سپیده شب هجران نیامدی ۱
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی ۲
زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی ۳
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی ۴
شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزل خوان نیامدی ۵
گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی ۶
خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی ۷
نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی ۸
گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی ۹
صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ایست
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی ۱۰
در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۱۸۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۳۳ - با روح صبا
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پری
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۳۹۹/۲/۱۷ ۰۵:۴۸
خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی