هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید و از تجربیات عاطفی و احساسی خود در این مسیر یاد میکند. او از دیدن معشوق، شنیدن توصیف زیباییهای او و تجربههای شیرین عشق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۰۸ - به برج دل رسیدی، بیست این جا
به بُرجِ دل رَسیدی، بیست این جا
چو آن مَهْ را بِدیدی، بیست این جا ۱
بَسی این رَخْتِ خود را هر نَواحی
زِ نادانی کَشیدی، بیست این جا ۲
بِشُد عُمریِ و از خوبیِ آن مَهْ
به هر نوعی شَنیدی، بیست این جا ۳
بِبین آن حُسن را کَزْ دیدنِ او
پَدید و ناپَدیدی، بیست این جا ۴
به سینهیْ تو که آن پِستانِ شیر است
که از شیرش چَشیدی، بیست این جا ۵
چو آن مَهْ را بِدیدی، بیست این جا ۱
بَسی این رَخْتِ خود را هر نَواحی
زِ نادانی کَشیدی، بیست این جا ۲
بِشُد عُمریِ و از خوبیِ آن مَهْ
به هر نوعی شَنیدی، بیست این جا ۳
بِبین آن حُسن را کَزْ دیدنِ او
پَدید و ناپَدیدی، بیست این جا ۴
به سینهیْ تو که آن پِستانِ شیر است
که از شیرش چَشیدی، بیست این جا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۱۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷ - امیر حسن خندان کن حشم را
گوهر بعدی:غزل ۱۰۹ - بکت عینی غداه البین دمعا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.