هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربیات زندگی خود می‌گوید که چگونه با وجود رنج‌های بسیار، از آلودن جان پاک خود به هوا و هوس پرهیز کرده و به طمع آسایش، رنج بر خود نیفزوده است. در پایان، با رسیدن اجل، از دنیا رفته و به آرامش رسیده است. او از ناشناخته بودن مقصد نهایی خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و更适合 برای نوجوانان و بزرگسالان است که توانایی تحلیل و تفکر در مورد مفاهیم زندگی و مرگ را دارند.

شماره ۱۲۷ - چند روزی درین جهان بودم

چند روزی درین جهان بودم
بر سر خاک باد پیمودم ۱

بدویدم بسی و دیدم رنج
یک شب از آز خویش نغنودم ۲

نه یکی را بخشم کردم هجو
نه یکی را به طمع بستودم ۳

به هوا و به شهوت نفسی
جان پاکیزه را نیالودم ۴

هر زمانی به طمع آسایش
رنج بر خویشتن نیفزودم ۵

و آخرم چون اجل فراز آمد
رفتم و تخم کشته بدرودم ۶

یار شد گوهرم به گوهر خویش
باز رستم ز رنج و آسودم ۷

من ندانم که من کجا رفتم
کس نداند که من کجا بودم ۸
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - عمر دو نیمه‌ست و ازین بیش نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - از زهر به مغزم رسید بویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.