هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر اعلام می‌کند که بدون معشوق، زندگی و حتی مرگ برایش بی‌معناست. او از عشق به عنوان نیرویی حیات‌بخش یاد می‌کند که بدون آن، جهان تاریک و بی‌روح است. شاعر همچنین به مفاهیم عرفانی مانند ایمان، عقل و عشق اشاره می‌کند و از شمس تبریزی به عنوان نماد عشق یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۴۰ - درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما

دَردِ ما را در جهان دَرمان مَبادا بی‌شما
مرگْ بادا بی‌شما و جان مَبادا بی‌شما ۱

سینه‌هایِ عاشقان جُز از شما روشن مَباد
گُلْبُنِ جان‌هایِ ما خندان مَبادا بی‌شما ۲

بِشْنو از ایمان که می‌گوید به آوازِ بلند
با دو زُلفِ کافِرَت کایْمان مَبادا بی‌شما ۳

عقلْ سُلطانِ نَهان و آسْمان چون چَتْرِ او
تاج و تَخت و چَترِ این سُلطان مَبادا بی‌شما ۴

عشق را دیدم میانِ عاشقان ساقی شُده
جانِ ما را دیدنِ ایشان مَبادا بی‌شما ۵

جان‌هایِ مُرده را ای چون دَمِ عیسی شما
مُلْکِ مصر و یوسُفِ کَنْعان مَبادا بی‌شما ۶

چون به نَقدِ عشقِ شَمسُ الدّینِ تبریزی خوشَم
رُخ چو زَر کردم بِگُفتم کان مَبادا بی‌شما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۲۳۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۹ - رنج تن دور از تو، ای تو راحت جان‌های ما
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱ - جمله یاران تو سنگند و تویی مرجان چرا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.