هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جدال با کسی سخن میگوید که از توحید و ایمان بهرهای نداشت و تنها به مجاز متکی بود. در نهایت، شاعر با کمک خداوند، که بینیاز است، بر این فرد پیروز میشود، حتی اگر آن فرد نیازی به خداوند احساس نمیکرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطل
دی جدل با معطلی کردم
که ز توحید هیچ ساز نداشت ۱
آستین فضول میافشاند
که ز ایمان بر او طراز نداشت ۲
آخرش هم مصاف بشکستم
که سلاحی به جز مجاز نداشت ۳
نیک دور از خدای بود ز من
بد او جز خدای باز نداشت ۴
بینیازا تو نصرتم دادی
بر کسی کو به تو نیاز نداشت ۵
که ز توحید هیچ ساز نداشت ۱
آستین فضول میافشاند
که ز ایمان بر او طراز نداشت ۲
آخرش هم مصاف بشکستم
که سلاحی به جز مجاز نداشت ۳
نیک دور از خدای بود ز من
بد او جز خدای باز نداشت ۴
بینیازا تو نصرتم دادی
بر کسی کو به تو نیاز نداشت ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - دوستی داشتم به ری که به حسن
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۷ - در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.