هوش مصنوعی: این متن بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر از زندگی، بیماری، مرگ، و ناامیدی‌های روزمره است. او از رنج‌های بی‌پایان جسمی و روحی می‌نالد و به دنبال تسکینی در داروها و شراب می‌گردد. تصاویری مانند زلزله، مار، موش، و اسب برای بیان دردهایش استفاده شده‌اند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مضامین عمیق غم، ناامیدی، و اشاره به مصرف دارو و شراب است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.

شماره ۲۵۱ - غم عمری که شد چرا نخورم

غم عمری که شد چرا نخورم
غم روزی ابلهانه خورم ۱

بر سر روزی ارچه در خوابم
من غم خواب جاودانه خورم ۲

وقت بیماری از اجل ترسم
نه غم چیز و آشیانه خورم ۳

چار دیوار چون به زلزله ریخت
چه غم فوت آستانه خورم ۴

موش گوید که چون درآید مار
غم جان نه دریغ خانه خورم ۵

درد دل بود و درد تن بفزود
تا کی این درد بی‌کرانه خورم ۶

چون ننالم؟ که در خرابی دل
غم تن و اندوه زمانه خورم ۷

اسب نالد که در بلای لگام
غم مهماز و تازیانه خورم ۸

ای طبیب از سفوف‌دان کم کن
کو نقوعی که در میانه خورم ۹

چند با دانهٔ دل بریان
گل بریان و نار دانه خورم ۱۰

من چو موسی ز ضعف کند زبان
گل چو دندان پیر شانه خورم ۱۱

طین مختوم و تخم ریحان بس
مار و مرغم که خاک و دانه خورم ۱۲

بس بس از دانه مرغ خواهم خورد
مرغ مالنگ و باسمانه خورم ۱۳

یک دکانی فقاع اگر یابم
به‌دل شربت سه گانه خورم ۱۴

شربت مرد از آن دل سنگین
چون شراب از دل چمانه خورم ۱۵

فقعی‌کاری از دکان غمش
همچو تریاک از خزانه خورم ۱۶

زان فقاعی که سنت عمر است
رافضی نیستم چرا نخورم ۱۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.