هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود داشتن دانش و خرد، از خدمت به دیگران کناره گرفته است. او از ریاکاری و مردهریگ مردم شکایت دارد و ترجیح میدهد مانند ایبک و سنقر، بندگی بیریا کند. در نهایت، او خدمت و خلعت را ترک کرده و از دیار عرب و شیر شتر دوری گزیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۸ - بود در خاطرم که یک چندی
بود در خاطرم که یک چندی
گرچه هستم به اصل و دانش حر ۱
به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در ۲
تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر ۳
چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر ۴
بندگی درت کنم چندی
بیریا همچو ایبک و سنقر ۵
ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر ۶
گرچه هستم به اصل و دانش حر ۱
به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در ۲
تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر ۳
چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر ۴
بندگی درت کنم چندی
بیریا همچو ایبک و سنقر ۵
ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - بندگان را ز حد به در منواز
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - برای ختم سخن دست بر دعا داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.