هوش مصنوعی:
این متن با استفاده از استعارههای دندان و آسمان، به بیان مفاهیمی مانند درد، صبر، انتقام و رابطه بین انسان و تقدیر میپردازد. در آن، دندان نمادی از قدرت و درد است و آسمان به عنوان موجودی تصویر شده که از غصه دندان دارد. شاعر از تلاش برای رسیدن به خواستهها و رویارویی با مشکلات سخن میگوید و در نهایت به شکستن دندانهای آسمان اشاره میکند که میتواند نمادی از پیروزی بر تقدیر یا چالشهای زندگی باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتزاعی و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقام و چالش با تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۸۹ - ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه هنگام عیادت او گفته و در هر بیتالتزام لفظ دندان نموده است
ای به دندان دولت آمده خوش
درد دندانت هیچ بهتر هست ۱
دارد از غصه آسمان دندان
بر که بر نفس همتت پیوست ۲
زانکه هرگز به هیچ دندان مزد
بر سر خوان آسمان ننشست ۳
تیز دندانی حرارت می
درد دندانت چون به خیره بخست ۴
باز بنمود آسمان دندان
تا الم باز پس کشیدی دست ۵
سر دندان سپید کرد قضا
گفتش ای جور خوی عشوهپرست ۶
آب دندان حریفی آوردی
کوش تا رایگان توانی جست ۷
از چنین صید برمکش دندان
مرغ چربست و آشیانی پست ۸
من نگویم که جامه در دندان
زانتقامش به جان بخواهی رست ۹
خیز و دندانکنان به خدمت شو
آسمان دیرتر میان دربست ۱۰
گفت هم عشوه پشت دست بزد
دو سه دندان آسمان بشکست ۱۱
درد دندانت هیچ بهتر هست ۱
دارد از غصه آسمان دندان
بر که بر نفس همتت پیوست ۲
زانکه هرگز به هیچ دندان مزد
بر سر خوان آسمان ننشست ۳
تیز دندانی حرارت می
درد دندانت چون به خیره بخست ۴
باز بنمود آسمان دندان
تا الم باز پس کشیدی دست ۵
سر دندان سپید کرد قضا
گفتش ای جور خوی عشوهپرست ۶
آب دندان حریفی آوردی
کوش تا رایگان توانی جست ۷
از چنین صید برمکش دندان
مرغ چربست و آشیانی پست ۸
من نگویم که جامه در دندان
زانتقامش به جان بخواهی رست ۹
خیز و دندانکنان به خدمت شو
آسمان دیرتر میان دربست ۱۰
گفت هم عشوه پشت دست بزد
دو سه دندان آسمان بشکست ۱۱
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۱
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۸ - حکیم در اواخر عمر از ملازمت دربار سلاطین احتراز مینموده، وقتی سلطان غور او را طلبید این قطعه را بدو فرستاد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۰ - امیر یوسف نام و عدهٔ عطایی کرده و وفا ننموده بود در تهدید او گفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.