هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان فردی بیان میشود که به دلیل غرور و تکبر، از جایگاه خود سقوط کرده و اکنون پشیمان است. او از کسی که به او اعتماد کرد و سپس او را رها کرد، شکایت میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که راهی که انتخاب کرده اشتباه بوده و باید از جوانبختان درس بگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید
به کلاهی بزرگ کرد مرا
آنکه گیتی به چشمشس آمد خرد ۱
آنکه آب کلاهداری چرخ
آب دستار خواجگیش ببرد ۲
هر که پیشش کمر به خدمت بست
بر کله گوشهٔ زمانه سپرد ۳
... در زهرهٔ سپهر نمود
تا کلاهه بخورد و لب بسترد ۴
پس چو از قلهٔالمبالاتش
پس از آن کس مرا به کس نشمرد ۵
دست از صحبتم چنان بکشید
پای بر فرق من چنان بفشرد ۶
که نه محرم شدم به شادی و غم
نه حریف آمدم به صافی و درد ۷
گفتم آن را کله چگونم نهم
که کلاهی ببایدش زد و برد ۸
خیز پیرا که راه ما غلط است
به سر راه باز گرد چو کرد ۹
آن جوان بخت را بپرس و بگوی
که سفینه بده کلاه بمرد ۱۰
آنکه گیتی به چشمشس آمد خرد ۱
آنکه آب کلاهداری چرخ
آب دستار خواجگیش ببرد ۲
هر که پیشش کمر به خدمت بست
بر کله گوشهٔ زمانه سپرد ۳
... در زهرهٔ سپهر نمود
تا کلاهه بخورد و لب بسترد ۴
پس چو از قلهٔالمبالاتش
پس از آن کس مرا به کس نشمرد ۵
دست از صحبتم چنان بکشید
پای بر فرق من چنان بفشرد ۶
که نه محرم شدم به شادی و غم
نه حریف آمدم به صافی و درد ۷
گفتم آن را کله چگونم نهم
که کلاهی ببایدش زد و برد ۸
خیز پیرا که راه ما غلط است
به سر راه باز گرد چو کرد ۹
آن جوان بخت را بپرس و بگوی
که سفینه بده کلاه بمرد ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.