خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از کریمی سخن میگوید که بخشنده است و همهچیز در دست اوست. شاعر از روزی مقدر و تقدیر سخن میگوید و از عشق و عیشی که برایش حرام شده است. او آرزو میکند که فلک هزار سال به او برکت دهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به تقدیر و عشق نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهد
ای کریمی که از نوال کفت
کان و دریا همیشه ناله کنند ۱
روزی خلق چون مقدر شد
به کف دست تو حواله کنند ۲
عیش خوش بر دلم حرام شدست
بامنش باز می حلاله کنند ۳
زر نابم ده ازپی کابینش
زانچه از شیشه در پیاله کنند ۴
شادزی تا که دایگان فلک
در کنارت هزار ساله کنند ۵
کان و دریا همیشه ناله کنند ۱
روزی خلق چون مقدر شد
به کف دست تو حواله کنند ۲
عیش خوش بر دلم حرام شدست
بامنش باز می حلاله کنند ۳
زر نابم ده ازپی کابینش
زانچه از شیشه در پیاله کنند ۴
شادزی تا که دایگان فلک
در کنارت هزار ساله کنند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.