هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و نیاز به معشوق و رحمت الهی سخن میگوید. او از طبیعت و عناصر آن مانند باد، ابر، و رعد به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. شاعر به دنبال گنج عشق است و از رحمت و پاسخ الهی طلب میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۳۰۸ - خوابم ببستهیی، بگشا ای قمر نقاب
خوابم بِبَستهیی، بِگُشا ای قَمَر نِقاب
تا سَجدههایِ شُکر کُند پیشَت آفتاب ۱
دامانِ تو گرفتم و دستم بِتافتی
هین دست دَرکَشیدم، روی از وَفا مَتاب ۲
گفتی مَکُن شتاب که آن هست فِعْلِ دیو
دیو او بُوَد که مینکُند سویِ تو شِتاب ۳
یا رَب کُنم، بِبینَم بر دَرگَهِ نیاز
چندین هزار یا رَب، مُشتاقِ آن جواب ۴
از خاکْ بیش تَر دل و جانهایِ آتشین
مُسْتَسْقیانه کوزه گرفته که آب آب ۵
بر خاکْ رَحم کُن که از این چار عُنصر او
بی دست و پاتَر آمد، در سَیر و انقلاب ۶
وقتی که او سَبُک شود، آن باد، پایِ اوست
لَنْگانه بَرجَهَد دو سه گامی پِیِ سَحاب ۷
تا خنده گیرد از تَکِ آن لَنْگْ بَرق را
وَنْدَر شَفاعَت آید، آن رَعْدِ خوش خِطاب ۸
با ساقیانِ ابر بگوید که بَرجَهید
کَزْ تشنگانِ خاکْ بِجوشید اِضْطِراب ۹
گیرم که من نگویم آخِر نمیرَسَد
اَنْدَر مشامِ رَحْمَت، بویِ دلِ کباب؟ ۱۰
پس ساقیانِ ابر همان دَم رَوان شوند
با جَرِّه و قِنینه و با مَشکِ پُرشراب ۱۱
خاموش و، در خراب هَمیجویْ گنجِ عشق
کاین گنج در بهار بِرویید از خراب ۱۲
تا سَجدههایِ شُکر کُند پیشَت آفتاب ۱
دامانِ تو گرفتم و دستم بِتافتی
هین دست دَرکَشیدم، روی از وَفا مَتاب ۲
گفتی مَکُن شتاب که آن هست فِعْلِ دیو
دیو او بُوَد که مینکُند سویِ تو شِتاب ۳
یا رَب کُنم، بِبینَم بر دَرگَهِ نیاز
چندین هزار یا رَب، مُشتاقِ آن جواب ۴
از خاکْ بیش تَر دل و جانهایِ آتشین
مُسْتَسْقیانه کوزه گرفته که آب آب ۵
بر خاکْ رَحم کُن که از این چار عُنصر او
بی دست و پاتَر آمد، در سَیر و انقلاب ۶
وقتی که او سَبُک شود، آن باد، پایِ اوست
لَنْگانه بَرجَهَد دو سه گامی پِیِ سَحاب ۷
تا خنده گیرد از تَکِ آن لَنْگْ بَرق را
وَنْدَر شَفاعَت آید، آن رَعْدِ خوش خِطاب ۸
با ساقیانِ ابر بگوید که بَرجَهید
کَزْ تشنگانِ خاکْ بِجوشید اِضْطِراب ۹
گیرم که من نگویم آخِر نمیرَسَد
اَنْدَر مشامِ رَحْمَت، بویِ دلِ کباب؟ ۱۰
پس ساقیانِ ابر همان دَم رَوان شوند
با جَرِّه و قِنینه و با مَشکِ پُرشراب ۱۱
خاموش و، در خراب هَمیجویْ گنجِ عشق
کاین گنج در بهار بِرویید از خراب ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - کار همه محبان، همچون زراست امشب
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - واجب کند، چو عشق مرا کرد دل خراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.