خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به خرابات (نمادی از عالم معنوی و عرفانی) و بی‌اعتنایی به دنیا و مرگ سخن می‌گوید. او عشق به خرابات را برتر از هر چیز دیگر می‌داند و از تسلیم دل عشاق به فرمان خرابات و بی‌اعتنایی به فرمان دیگران سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌اعتنایی به مرگ و دنیا ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری برای درک صحیح داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۴ - از اول امروز حریفان خرابات

از اوّلِ امروز حَریفانِ خَرابات
مِهْمانِ تواَند، ای شَهْ و سُلطانِ خَرابات ۱

امروزْ چه روز است؟ بگو روز سَعادت
این قبله دل کیست؟ بگو جانِ خَرابات ۲

هرگز دلِ عُشّاق به فرمانِ کسی نیست
کو مَستِ خَراب است به فرمانِ خَرابات ۳

صد زُهره زِ اَسرار به آواز دَرآمَد
کَزْ اَبر بَرآ ای مَهِ تابانِ خَرابات ۴

ما از لب و دندانِ اَجَل هیچ نترسیم
چون زنده شُدیم از بُتِ خندانِ خَرابات ۵

بر گاو نَهَد رَخت و به عشق آید جانْ مَست
کین رَخت گِرو کُن، بَرِ دَربانِ خَرابات ۶

هر جان که به شَمسُ الْحَقِ تبریز دَهَد دل
او کافِرِ خویش است و مُسلمانِ خَرابات ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۳ - اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۳۵ - همه خوف آدمی را از درون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.