خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که درباره امید و ناامیدی، نور و تاریکی، و تحولات زندگی صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که حتی در تاریک‌ترین لحظات، امید وجود دارد و هر نقصی می‌تواند به مزیتی تبدیل شود. همچنین، شاعر به رابطه عشق و عتاب اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که عشق با وجود عتاب باقی می‌ماند.

این متن دارای مفاهیم فلسفی و عاطفی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۰ - ز بعد وقت نومیدی امیدی‌ست

زِ بَعدِ وَقتِ نومیدیْ امیدی‌ست
به زیرِ کوری اَنْدَر سینه دیدی‌ست ۱

نَبینی نور، چون دانی؟ تو کوری
سِیَه نادیده کِی دانَد سپیدی‌ست؟ ۲

قَرینِ صد هزاران نَقْش و معنی
نَهان، تَصریفِ سُلطانِ وَحیدی‌ست ۳

که جُنباننده این نَقْش و مَعنی‌ست
چو بادی رَقص‌هایِ شاخِ بیدی‌ست ۴

مَشو نومید از دُشنام دِلْدار
که بَعدِ رنجِ روزه، روزِ عیدی‌ست ۵

که یَبْقَی الْحُبُّ ما بَقْیَ الْعِتابُ
که هر نَقْصی کَشاننده مَزیدی‌ست ۶

رَها کُن گفتْ، بِهْ از گفت یابی
یَقین هر حادثی را خود ندیدی‌ست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۹ - مبر رنج ای برادر خواجه سخت‌ست
گوهر بعدی:غزل ۳۵۱ - طبیب درد بی‌درمان کدام است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.