خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر معشوق را به عنوان موجودی کامل و بی‌نظیر توصیف می‌کند و خود را در درد و رنج بی‌دلی می‌بیند. او عشق به غیر از معشوق را حرام می‌داند و همه چیز را فانی و تنها معشوق را جاودانه می‌پندارد. شاعر از زبان عشق و بی‌زبانی ذرات جهان پیام‌های عشق دریافت می‌کند و غم و شادی خود را در پیشگاه معشوق تسلیم می‌داند. در نهایت، شاعر سکوت می‌کند و بیان می‌دارد که غیرت، دهان او را بسته است.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۶ - تو را در دلبری دستی تمام است

تو را در دِلْبَریْ دستی تمام است
مرا در بی‌دلی درد و سقام است ۱

به جُز با رویِ خوبَت عشق‌بازی
حَرام است و حَرام است و حَرام است ۲

همه فانیّ و خوانِ وَحدتِ تو
مُدام است و مُدام است و مُدام است ۳

چو چَشمِ خود بِمالَم، خود جُزِ تو
کدام است و کدام است و کدام است ۴

جهان بر رویِ تو از بَهرِ روپوش
لِثام است و لِثام است و لِثام است ۵

به هر دَم از زبان عشق بر ما
سَلام است و سلام است و سلام است ۶

زِ هَر ذَرّه به گفتِ بی‌زبانی
پیام است و پیام است و پیام است ۷

غَم و شادیِّ ما در پیشِ تَختَت
غُلام است و غُلام است و غُلام است ۸

اگرچه اُشْترِ غَم هَست گُرگین
اَمام است و اَمام است و اَمام است ۹

پَسِ آن، اُشتُرِ شادیِّ پُرشیر
خِتام است و خِتام است و خِتام است ۱۰

تو را در بینیِ این هر دو اُشْتُر
زِمام است و زِمام است و زِمام است ۱۱

نه آن شیری که آخِر طِفْلِ جان را
فِطام است و فِطام است و فِطام است ۱۲

از آن شیری که جویِ خُلْد از وِیْ
نِظام است و نِظام است و نِظام است ۱۳

خَمُش کردم که غیرت بر دَهانَم
لِگام است و لِگام است و لِگام است ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۵ - درین خانه کژی ای دل، گهی راست
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷ - چو آن کان کرم ما را شکار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.