هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که از جانی برخوردار است که جانها را میشناسد و از شهری است که بیشهروند است. راه این شهر بیپایان است و برای رسیدن به آن باید بیسر و پا شد، زیرا سر و پا در آنجاست. این متن به مفاهیم عرفانی و معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۴۱۸ - من زان جانم که جانها را جانست
من زان جانم که جانها را جانست
من زان شهرم که شهر بیشهرانست ۱
راه آن شهر راه بیپایانست
رو بیسر و پا شو که سر و پا آنست ۲
من زان شهرم که شهر بیشهرانست ۱
راه آن شهر راه بیپایانست
رو بیسر و پا شو که سر و پا آنست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۱۷ - من بندهٔ آن کسم که بیماش خوش است
گوهر بعدی:رباعی ۴۱۹ - منصور حلاجی که اناالحق میگفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.