هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از روزی سخن میگوید که عشق با دلش درگیر میشود و جانش به سختی میگریزد. او دیوانهای را توصیف میکند که دیگران او را عاقل میپندارند و عاقلی را که از او دوری میکند. این متن بیانگر تضاد بین عشق و عقل و دیوانگی و عاقلی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۴۸۱ - آن روز که عشق با دلم بستیزد
آن روز که عشق با دلم بستیزد
جان پای برهنه از میان بگریزد ۱
دیوانه کسی که عاقلم پندارد
عاقل مردی که او ز من پرهیزد ۲
جان پای برهنه از میان بگریزد ۱
دیوانه کسی که عاقلم پندارد
عاقل مردی که او ز من پرهیزد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۸۰ - آن روز که روز ابر و باران باشد
گوهر بعدی:رباعی ۴۸۲ - آن روز که کار وصل را ساز آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.