هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، عقل، وطن، و هستی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند شمع، لگن، و کبوتر برای بیان مفاهیم عمیق استفاده می‌کند. او به اهمیت ساده‌دلی، عشق، و وحدت وجود اشاره می‌کند و از فتنه‌های جهان و نقش عشق در زنده‌کردن دل‌ها سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. مفاهیمی مانند وحدت وجود، عشق الهی، و فتنه‌های جهان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و ناملموس باشد.

غزل ۴۱۰ - دوش آمد بر من آن که شب افروز من است

دوش آمد بَرِ من آن کِه شب اَفْروزِ من است
آمدن باری اگر در دو جهان آمدن است ۱

آن کِه سَرسَبزیِ خاک است و گُهَربَخشِ فَلَک
چاشْنی بَخشِ وَطَن‌هاست اگر بی‌وَطَن است ۲

در کَفِ عقل نَهَد شمع که بِسْتان و بیا
تا دَرِ منْ که شِفاخانهٔ هر مُمْتَحَن است ۳

شمع را تو گِروِ این لَگَنِ تَن چه کُنی؟
این لَگَن گَر نَبُوَد شمعِ تو را صد لَگَن است ۴

تا دَرین آب و گِلی کارْ کُلوخ اَنْدازی است
گفت و گو جُمله کُلوخ است و یَقینْ دلْ شِکَن است ۵

گوهرِ آیِنِهٔ جانْ همه در ساده دلی است
مَیلِ تو بَهرِ تَصَدُّر همه در فَضْل و فَن است ۶

زین گُذَر کُن صِفَتِ یارِ شِکَربَخش بگو
که زِ عشوه­یْ شِکَرَش ذَرّه به ذَرّه دَهَن است ۷

خیره گشته‌ست صِفَت‌ها همه کانْ چه صِفَت است؟
کان صِفَت‌ها چو بُتان و صِفَتِ او شَمَن است ۸

چَشمِ نرگس نَشِناسَد زِ غَمَش کَنْدَر باغ
پیشِ او یاسَمَن است آن گُلِ تَر یا سَمَن است ۹

رَوِشِ عِشقْ رَوِشْ بَخش بُوَد بی‌پا را
خوش رَوانَش کُند اَرْ خود زَمِنِ صد زَمَن است ۱۰

در جهان فِتْنه بَسی بود و بَسی خواهد بود
فِتْنه‌ها جُمله بر آن فِتنهٔ ما مُفْتَتَن است ۱۱

همه دل‌ها چو کبوتر گِروِ آن بُرجَند
زان کِه جانی‌ست که او زنده کُنِ هر بَدَن است ۱۲

بَس کُن آخِر چه بَرین گفتِ زبان چَفْسیدی؟
عشق را چند بیان‌ها است که فوقِ سُخَن است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۹ - تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش‌تر است
گوهر بعدی:غزل ۴۱۱ - عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.