هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، به جستوجوی عاشقان برای یافتن معشوق (خدا یا دوست معنوی) اشاره دارد. شاعر از تشبیهات مختلفی مانند آب روان، دیگ جوشان و بوی خوش استفاده میکند تا حالات مختلف عشق و عرفان را توصیف کند. او تأکید میکند که همه چیز در عالم به سوی معشوق در حرکت است و هر گفتوگو و جستوجو در نهایت به او ختم میشود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۴۲ - بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
بر عاشقانْ فَریضه بُوَد جُست و جویِ دوست
بر روی و سَر چو سیلْ دَوان تا به جویِ دوست ۱
خود اوست جُمله طالِب و ما هَمچو سایهها
ای گفت و گویِ ما هَمِگی گفت و گویِ دوست ۲
گاهی به جویِ دوستْ چو آبِ رَوان خوشیم
گاهی چو آبْ حَبْس شُدم در سَبویِ دوست ۳
گَهْ چون حَویجِ دیگ بِجوشیم و او به فکر
کَفْگیر میزَنَد که چُنین است خویِ دوست ۴
بر گوشِ ما نَهاده دَهانْ او به دَمْدَمه
تا جانِ ما بگیرد یک باره بویِ دوست ۵
چون جانِ جانْ وِیْ آمد از وِیْ گُزیر نیست
من در جهان ندیدم یک جانْ عَدویِ دوست ۶
بُگْدازَدَت زِ ناز و چو مویَت کُند ضَعیف
نَدْهی به هر دو عالَمْ یک تایِ مویِ دوست ۷
با دوستْ ما نِشَسته که ای دوستْ دوست کو؟
کو کو هَمیزَنیم زِ مَستیْ به کویِ دوست ۸
تَصویرهایِ ناخوش و اندیشهٔ رَکیک
از طَبْعِ سُسْت باشد و این نیست سویِ دوست ۹
خاموش باش تا صِفَتِ خویش خود کُند
کو هایْ هویِ سَردِ تو کو هایْ هایِ دوست؟ ۱۰
بر روی و سَر چو سیلْ دَوان تا به جویِ دوست ۱
خود اوست جُمله طالِب و ما هَمچو سایهها
ای گفت و گویِ ما هَمِگی گفت و گویِ دوست ۲
گاهی به جویِ دوستْ چو آبِ رَوان خوشیم
گاهی چو آبْ حَبْس شُدم در سَبویِ دوست ۳
گَهْ چون حَویجِ دیگ بِجوشیم و او به فکر
کَفْگیر میزَنَد که چُنین است خویِ دوست ۴
بر گوشِ ما نَهاده دَهانْ او به دَمْدَمه
تا جانِ ما بگیرد یک باره بویِ دوست ۵
چون جانِ جانْ وِیْ آمد از وِیْ گُزیر نیست
من در جهان ندیدم یک جانْ عَدویِ دوست ۶
بُگْدازَدَت زِ ناز و چو مویَت کُند ضَعیف
نَدْهی به هر دو عالَمْ یک تایِ مویِ دوست ۷
با دوستْ ما نِشَسته که ای دوستْ دوست کو؟
کو کو هَمیزَنیم زِ مَستیْ به کویِ دوست ۸
تَصویرهایِ ناخوش و اندیشهٔ رَکیک
از طَبْعِ سُسْت باشد و این نیست سویِ دوست ۹
خاموش باش تا صِفَتِ خویش خود کُند
کو هایْ هویِ سَردِ تو کو هایْ هایِ دوست؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۸۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۱ - بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
گوهر بعدی:غزل ۴۴۳ - از دل به دل برادر گویند روزنیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.