هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، سوز و گداز دل عاشق، و توصیف حالتهای مستی و بیقراری می‌پردازد. شاعر از دل بیقرار، مستی پنهان، و لطفهای بیحد سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا، حالات روحی و عاشقانه را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک نیاز دارند.

غزل ۶۰۰ - به جائی دلت گرم سوداست گوئی

به جائی دلت گرم سوداست گوئی
دل بی‌سر و برگ از آنجاست گوئی ۱

تو را مستی هست پنهان نه پیدا
ولیکن نه مستی صهباست گوئی ۲

دل نیست برجا فلک بر تو دیدی
ز جام هوس باده پیماست گوئی ۳

به من می‌کنی لطفی از حد زیاده
مرادت ازین لطف ایذاست گوئی ۴

بهر چشم برهم زدن بهر قتلم
ز چشمت به ابرو صد ایماست گوئی ۵

فلک بر زمین از دو چشم تر من
گمارنده هفت دریاست گوئی ۶

متاع قرار و سکون در دل ما
درین عهد اکسیر و عنقاست گوئی ۷

به دل هرچه دیدند بردند خوبان
دل عاشقان خوان یغماست گوئی ۸

پراکنده عشقی که دانم به طعنش
لب اوست گویا دل ماست گوئی ۹

ز بزم بتان محتشم خاست طوفان
ستیزندهٔ مست من آنجاست گوئی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۹ - دل خود رای مرا برده گل خودروئی
گوهر بعدی:غزل ۶۰۱ - هنوزت به ما کینه برجاست گوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.