هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا جلالالدین بلخی است که در آن شاعر از عشق و عبادت در شب قدر سخن میگوید. او از عاشقان صادق و شبزندهداران یاد میکند و تأکید میکند که در این شب مقدس، خدمت به خدا و عشق به او باعث رسیدن به کمال و قرب الهی میشود. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند امید، عشق الهی، و تلاش برای رسیدن به حقیقت استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۹۹ - امشب عجب است ای جان گر خواب رهی یابد
امشب عَجَب است ای جان گَر خواب رَهی یابد
وان چَشمْ کجا خُسْپَد کو چون تو شَهی یابد؟ ۱
ای عاشقِ خوش مَذهَب زِنهار مَخُسب امشب
کان یارِ بَهانه جو بر تو گُنَهی یابد ۲
من بندهٔ آن عاشقْ کو نَر بُوَد و صادق
کَزْ چُستی و شَبْخیزی از مَهْ کُلَهی یابد ۳
در خِدمَتِ شَهْ باشد شبْ هَم رَهِ مَهْ باشد
تا از مَلاءِ اَعْلی چون مَهْ سِپَهی یابد ۴
بر زُلفِ شبْ آن غازی چون دَلْو رَسَن بازی
آموخت که یوسُف را در قَعْرِ چَهی یابد ۵
آن اُشْتُرِ بیچاره نومید شُدهست از جو
میگردد در خَرمَن تا مُشتِ کَهی یابد ۶
بالِش چو نمییابد از اَطْلَسِ رویِ تو
باشد زِ شبِ قَدْرَت شالِ سِیَهی یابد ۷
زانْ نَعْلِ تو در آتشْ کردند دَرین سودا
تا هر دلِ سودایی در خود شَرَهی یابد ۸
امشبْ شَبِ قَدْر آمد خامُش شو و خِدمَت کُن
تا هر دلِ اَللّهی زَاللَّهْ وَلَهی یابد ۹
اَنْدَر پِیِ خورشیدش شبْ رو پِیِ اومیدش
تا ماهِ بُلندِ تو با مَهْ شَبَهی یابد ۱۰
وان چَشمْ کجا خُسْپَد کو چون تو شَهی یابد؟ ۱
ای عاشقِ خوش مَذهَب زِنهار مَخُسب امشب
کان یارِ بَهانه جو بر تو گُنَهی یابد ۲
من بندهٔ آن عاشقْ کو نَر بُوَد و صادق
کَزْ چُستی و شَبْخیزی از مَهْ کُلَهی یابد ۳
در خِدمَتِ شَهْ باشد شبْ هَم رَهِ مَهْ باشد
تا از مَلاءِ اَعْلی چون مَهْ سِپَهی یابد ۴
بر زُلفِ شبْ آن غازی چون دَلْو رَسَن بازی
آموخت که یوسُف را در قَعْرِ چَهی یابد ۵
آن اُشْتُرِ بیچاره نومید شُدهست از جو
میگردد در خَرمَن تا مُشتِ کَهی یابد ۶
بالِش چو نمییابد از اَطْلَسِ رویِ تو
باشد زِ شبِ قَدْرَت شالِ سِیَهی یابد ۷
زانْ نَعْلِ تو در آتشْ کردند دَرین سودا
تا هر دلِ سودایی در خود شَرَهی یابد ۸
امشبْ شَبِ قَدْر آمد خامُش شو و خِدمَت کُن
تا هر دلِ اَللّهی زَاللَّهْ وَلَهی یابد ۹
اَنْدَر پِیِ خورشیدش شبْ رو پِیِ اومیدش
تا ماهِ بُلندِ تو با مَهْ شَبَهی یابد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۸ - یاران سحر خیزان تا صبح که دریابد؟
گوهر بعدی:غزل ۶۰۰ - جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.