هوش مصنوعی:
این متن به داستان حلاج و شهادت او اشاره دارد که با عشق الهی و فداکاری در راه معشوق همراه است. در بخشی از متن، حلاج نماز را با خون خود وضو میسازد و به عشق الهی اشاره میکند. سپس پندهایی دربارهٔ مردانگی، ترس از هیچ مخلوقی، و عشق به خدا ارائه میشود. همچنین، تأکید بر این است که عشق الهی میتواند حتی قویترین افراد را فروتن کند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به صحنههای شهادت و خون ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
(۵) حکایت حسین منصور حلاج بر سر دار
چو ببریدند ناگه بر سر دار
سر دو دست حلاج آن چنان زار ۱
بدان خونی که از دستش بپالود
همه روی و همه ساعد بیالود ۲
پس او گفت آنکه سر عشق بشناخت
نمازش را بخون باید وضو ساخت ۳
بدو گفتند ای شوریده ایام
چراکردی بخون آلوده اندام ۴
که گر از خون وضوی آن بسازی
بود عین نمازت نانمازی ۵
چو مردان پای نه در کوی معشوق
مترس از نام و ننگ هیچ مخلوق ۶
که هر دل کو بقیومست قایم
نترسد ذرّهٔ از لؤم لایم ۷
بیا مردانه در کار خدا باش
کم اغیار گیر و کار را باش ۸
چو گردون گرد عالم چند گردی
ز خود کامی فراتر شو بمردی ۹
که گر عشقت چین نامرد گیرد
ز خجلت بند بندت درد گیرد ۱۰
بسا شیران که صاحب زور بودند
بزور عشق در چون مور بودند ۱۱
تو کز موری کمی در زور و مقدار
به پیش عشق چون آئی پدیدار؟ ۱۲
سر دو دست حلاج آن چنان زار ۱
بدان خونی که از دستش بپالود
همه روی و همه ساعد بیالود ۲
پس او گفت آنکه سر عشق بشناخت
نمازش را بخون باید وضو ساخت ۳
بدو گفتند ای شوریده ایام
چراکردی بخون آلوده اندام ۴
که گر از خون وضوی آن بسازی
بود عین نمازت نانمازی ۵
چو مردان پای نه در کوی معشوق
مترس از نام و ننگ هیچ مخلوق ۶
که هر دل کو بقیومست قایم
نترسد ذرّهٔ از لؤم لایم ۷
بیا مردانه در کار خدا باش
کم اغیار گیر و کار را باش ۸
چو گردون گرد عالم چند گردی
ز خود کامی فراتر شو بمردی ۹
که گر عشقت چین نامرد گیرد
ز خجلت بند بندت درد گیرد ۱۰
بسا شیران که صاحب زور بودند
بزور عشق در چون مور بودند ۱۱
تو کز موری کمی در زور و مقدار
به پیش عشق چون آئی پدیدار؟ ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۷۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:(۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان
گوهر بعدی:(۶) حکایت غلبۀ عشق مجنون بر لیلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.