هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با توصیف زیباییهای طبیعت و عشق آغاز میشود و سپس به مفاهیم عمیقتری مانند امید، جوانی دوباره و پیروزی بر غم و ناامیدی میپردازد. شاعر از ظهور خورشید و گلهای خندان به عنوان نمادهای امید و شادی سخن میگوید و در نهایت به اهمیت صلاح دل و دین اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۷۶۱ - چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
چو سَحَرگاه زِ گُلْشَن مَهِ عَیّار بَرآمَد
چه بَسی نَعْرهٔ مَستانْ که زِ گُلْزار بَرآمَد ۱
زِ رُخِ ماهْ خِصالَش زِ لَطیفیِّ وِصالَش
همه را بَخْت فُزون شُد همه را کار بَرآمَد ۲
زِ دو صد روضهٔ رِضْوان زِ دو صد چَشمهٔ حیوان
دو هزاران گُلِ خندان زِ دلِ خار بَرآمَد ۳
غَمِ چون دُزد که در دلْ همه شب دارد مَنْزِل
به کَفِ شِحْنهٔ وَصلَش به سَرِ دار بَرآمَد ۴
زِ پَسِ ظُلْم رَسیده همه اومید بُریده
مَثَلِ دولتِ تابانْ دلِ بیدار بَرآمَد ۵
تَن و جان از پَسِ پیری زِ وصالَش چه جوان شُد
همه را بَعدِ کَسادی چه خریدار بَرآمَد ۶
چو صَلاحِ دل و دین را همه دیدیْت بگویید
که چه خورشیدِ عَجایِب که زِ اَسْرار بَرآمَد ۷
چه بَسی نَعْرهٔ مَستانْ که زِ گُلْزار بَرآمَد ۱
زِ رُخِ ماهْ خِصالَش زِ لَطیفیِّ وِصالَش
همه را بَخْت فُزون شُد همه را کار بَرآمَد ۲
زِ دو صد روضهٔ رِضْوان زِ دو صد چَشمهٔ حیوان
دو هزاران گُلِ خندان زِ دلِ خار بَرآمَد ۳
غَمِ چون دُزد که در دلْ همه شب دارد مَنْزِل
به کَفِ شِحْنهٔ وَصلَش به سَرِ دار بَرآمَد ۴
زِ پَسِ ظُلْم رَسیده همه اومید بُریده
مَثَلِ دولتِ تابانْ دلِ بیدار بَرآمَد ۵
تَن و جان از پَسِ پیری زِ وصالَش چه جوان شُد
همه را بَعدِ کَسادی چه خریدار بَرآمَد ۶
چو صَلاحِ دل و دین را همه دیدیْت بگویید
که چه خورشیدِ عَجایِب که زِ اَسْرار بَرآمَد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۰ - خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد
گوهر بعدی:غزل ۷۶۲ - بدرد مرده کفن را به سر گور بر آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.