هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و فداکاری عاشقان سخن میگوید. عاشقان با اشکهای خود گوهرهای جان را میآفرینند و همه در انتظار لحظهای هستند که به معشوق خود برسند. درختان بیدست و دهان، اما سرسبز و فزاینده هستند و شمعها با وجود تعداد زیاد، همه یک نور دارند. شاعر از عشق به معشوق و فداکاریهای عاشقان سخن میگوید و به شمس تبریز اشاره میکند که تاج بقا میبخشد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شعری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۷۷۶ - عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
عاشقانْ بر دَرَت از اشکْ چو باران کارند
خوش به هر قَطْره دو صد گوهرِ جان بَردارند ۱
همه از کار از آن رویْ مُعَطَّل شُده اند
چو از آن سَر نِگَری مویْ به مو در کارند ۲
گَرچه بیدست و دَهانَند درختانِ چَمَن
لیکْ سَرسَبز و فَزایَنده و دُردی خوارند ۳
صد هزارند وَلیکِن همه یک نور شوند
شمعها یک صِفَتَند اَرْ به عَدَد بسیارند ۴
نورهاشان به هم اَنْدَر شُده بیحَدّ و قیاس
چون بَرآیَد مَهِ تو جُمله به تو بِسْپارند ۵
چَشمهاشان همه وامانده در بَحرِ مُحیط
لب فروبَسته از آن موجْ که در سَر دارند ۶
ای بَسا جانِ سُلَیمانِ نَهانْ هَمچو پَری
که به لشکرگَهِشانْ مور نمیآزارند ۷
هست اَنْدَر پَسِ دلْ واقِف ازین جاسوسی
کو بگوید همه اسرار گَرَش بِفْشارند ۸
بی کلیدیست که چون حَلْقه زِ دَر بیرونند
وَرْنه هر جُزو از آن نَقْدهٔ کُل اَنْبارند ۹
این بَدَن تَختِ شَهْ و چار طَبایعْ پایش
تاجْدارانِ فَلَک تَختْ به تو نگْذارند ۱۰
شَمسِ تبریز اگر تاجِ بَقا میبَخْشَد
دل و جان را تو بشارت دِهْ اگر بیدارند ۱۱
خوش به هر قَطْره دو صد گوهرِ جان بَردارند ۱
همه از کار از آن رویْ مُعَطَّل شُده اند
چو از آن سَر نِگَری مویْ به مو در کارند ۲
گَرچه بیدست و دَهانَند درختانِ چَمَن
لیکْ سَرسَبز و فَزایَنده و دُردی خوارند ۳
صد هزارند وَلیکِن همه یک نور شوند
شمعها یک صِفَتَند اَرْ به عَدَد بسیارند ۴
نورهاشان به هم اَنْدَر شُده بیحَدّ و قیاس
چون بَرآیَد مَهِ تو جُمله به تو بِسْپارند ۵
چَشمهاشان همه وامانده در بَحرِ مُحیط
لب فروبَسته از آن موجْ که در سَر دارند ۶
ای بَسا جانِ سُلَیمانِ نَهانْ هَمچو پَری
که به لشکرگَهِشانْ مور نمیآزارند ۷
هست اَنْدَر پَسِ دلْ واقِف ازین جاسوسی
کو بگوید همه اسرار گَرَش بِفْشارند ۸
بی کلیدیست که چون حَلْقه زِ دَر بیرونند
وَرْنه هر جُزو از آن نَقْدهٔ کُل اَنْبارند ۹
این بَدَن تَختِ شَهْ و چار طَبایعْ پایش
تاجْدارانِ فَلَک تَختْ به تو نگْذارند ۱۰
شَمسِ تبریز اگر تاجِ بَقا میبَخْشَد
دل و جان را تو بشارت دِهْ اگر بیدارند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۵ - هله هش دار که در شهر دو سه طرارند
گوهر بعدی:غزل ۷۷۷ - ای خدایی که چو حاجات به تو بر گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.