خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناآگاهی قلب و جان خود از رازی ناگفته اظهار تأسف میکند و از غصهای بزرگ در دو جهان سخن میگوید که با وجود بلندپروازی چشمها، آن راز فاش نشده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند ناامیدی و رازهای ناگفته نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲ - دردا که دلم واقف آن راز نشد
دردا که دلم واقف آن راز نشد
جان نیز دمی محرمِ دمساز نشد ۱
چه غصّه بود ورای آن در دو جهان
کاین چشم فراز گشت و آن باز نشد ۲
جان نیز دمی محرمِ دمساز نشد ۱
چه غصّه بود ورای آن در دو جهان
کاین چشم فراز گشت و آن باز نشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - هر چند ز ننگِ خود خبردار نهایم
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - هم عقل درین واقعه مضطر افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.