هوش مصنوعی:
شاعر از دل خود میخواهد که بر او بگرید و از حالش نپرسد، از جان شیرین بیزاری جوید و نپرسد. سپس رویایی از خفتهای در خاک نقل میکند که به خوابش آمده و وقتی از حالش پرسیده، پاسخ داده است: «میبینم و نپرس».
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و اندوهگین است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، اشاره به مرگ و مفاهیم عمیق روحانی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
شماره ۹ - ای دل بگری بر من مسکین و مپرس
ای دل بگری بر من مسکین و مپرس
بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس ۱
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد
گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس ۲
بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس ۱
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد
گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - میگریم ازان مهوشم و میگریم
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - دی بر سر خاک دلبری با دل ریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.