خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج ناشی از مرگ عزیزی میگوید و از سردی و بیتفاوتی او شکایت میکند. او از چشم و چراغ زندگی خود میپرسد که چه تدبیری برای تحمل این رنج دارد، چرا که از برخوردهای سرد و خاکآلود او بسیار رنجیده است.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوع مرگ و اندوه ناشی از آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۲ - تا چند کشم ز مرگ تو درد از تو
تا چند کشم ز مرگ تو درد از تو
وز سینهٔ آتشین دم سرد از تو ۱
ای چشم و چراغ گو که تدبیرم چیست
چون بردم رنج خاک برخورد ازتو ۲
وز سینهٔ آتشین دم سرد از تو ۱
ای چشم و چراغ گو که تدبیرم چیست
چون بردم رنج خاک برخورد ازتو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - در خاک ترا وطن نمیدانستم
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - دردا که بر چون سمنت میریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.