هوش مصنوعی:
شاعر از درد و رنج ناشی از مرگ عزیزی میگوید و از سردی و بیتفاوتی او شکایت میکند. او از چشم و چراغ زندگی خود میپرسد که چه تدبیری برای تحمل این رنج دارد، چرا که از برخوردهای سرد و خاکآلود او بسیار رنجیده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوع مرگ و اندوه ناشی از آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۲ - تا چند کشم ز مرگ تو درد از تو
تا چند کشم ز مرگ تو درد از تو
وز سینهٔ آتشین دم سرد از تو ۱
ای چشم و چراغ گو که تدبیرم چیست
چون بردم رنج خاک برخورد ازتو ۲
وز سینهٔ آتشین دم سرد از تو ۱
ای چشم و چراغ گو که تدبیرم چیست
چون بردم رنج خاک برخورد ازتو ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - در خاک ترا وطن نمیدانستم
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - دردا که بر چون سمنت میریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.