هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که در جستجوی معشوق، از جان خود گذشته است. معشوق از او میخواهد که جانش را رها کند، اما شاعر نمیتواند چنین کند زیرا معشوق در دل و جان او جای دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند فداکاری در عشق و غم ناشی از آن ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۸ - جانا ز غم عشق تو سرگردانم
جانا ز غم عشق تو سرگردانم
من در طلب تو از میانِ جانم ۱
گفتی که به ترک جان بگو تا برهی
چون تو به میان جان دری نتوانم ۲
من در طلب تو از میانِ جانم ۱
گفتی که به ترک جان بگو تا برهی
چون تو به میان جان دری نتوانم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - گه پیش تو چون قلم بسر میآییم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - در درد خودم چو چرخ سرگردان کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.