هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به زیبایی و جمال معشوق خود اشاره میکند و بیان میکند که هیچ چیز دیگری در جهان برایش مهم نیست جز تماشای چهره معشوق. شاعر از عشق و بیماری عشق سخن میگوید و از خداوند میخواهد که به هر دو بیمار (خود و دلش) تیمار کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۰۳۸ - به حسن تو نباشد یار دیگر
به حُسنِ تو نباشد یارِ دیگر
دَرآ ای ماهِ خوبان بارِ دیگر ۱
مرا غیرِ تَماشایِ جَمالَت
مَبادا در دو عالَم کارِ دیگر ۲
بِدُزدیدی زِ حُسنِ تو یکی چیز
اگر بودی چو تو عَیّارِ دیگر ۳
چو خورشیدِ جَمالَت رویْ بِنْمود
زِ هر ذَرّه شِنو اِقْرارِ دیگر ۴
زِهی دریا که آگَنْدی زِ گوهر
که هر قَطره نِمود اَنْبارِ دیگر ۵
به یک خانه دو بیمارند و عاشق
مَنَم بیمار و دلْ بیمارِ دیگر ۶
خدایا هر دو را تیمار کردی
وَلیکِن مانْد آن تیمارِ دیگر ۷
چه دانَد جانِ مُنْکِر این سُخن را؟
که او را نیست آن دیدارِ دیگر ۸
دَرآ ای ماهِ خوبان بارِ دیگر ۱
مرا غیرِ تَماشایِ جَمالَت
مَبادا در دو عالَم کارِ دیگر ۲
بِدُزدیدی زِ حُسنِ تو یکی چیز
اگر بودی چو تو عَیّارِ دیگر ۳
چو خورشیدِ جَمالَت رویْ بِنْمود
زِ هر ذَرّه شِنو اِقْرارِ دیگر ۴
زِهی دریا که آگَنْدی زِ گوهر
که هر قَطره نِمود اَنْبارِ دیگر ۵
به یک خانه دو بیمارند و عاشق
مَنَم بیمار و دلْ بیمارِ دیگر ۶
خدایا هر دو را تیمار کردی
وَلیکِن مانْد آن تیمارِ دیگر ۷
چه دانَد جانِ مُنْکِر این سُخن را؟
که او را نیست آن دیدارِ دیگر ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳۷ - گیرم که بود میر تو را زر به خروار
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳۹ - به گرد فتنه میگردی دگربار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.