هوش مصنوعی:
این شعر دربارهی عشق و رنجهای آن است. شاعر بیان میکند که عشق واقعی با آرامش و آسایش همراه نیست و عاشق باید بلای عشق را تحمل کند. او اشاره میکند که در راه عشق، ناکامیها و بیچارگیها وجود دارد و عشق ورزیدن نیازمند گذشت از ننگ و نام است. همچنین، شاعر از تکرار روزمرگی شکایت دارد و آرزوی جایی را میکند که زمان در آن معنا ندارد. در نهایت، او عشق را بالاتر از ظواهر دنیوی میداند و تاکید میکند که تا وصال معشوق، دل آرام نمیگیرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عشق و رنجهای آن، همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل معانی آن است.
غزل ۱۷۱ - عاشقانرا در بهشت آرام نیست
عاشقانرا در بهشت آرام نیست
عشقبازی کار هر خود کام نیست ۱
پختهٔ باید بلای عشق را
کار این سودا پزان خام نیست ۲
چارهٔ عاشق همین بیچارگیست
همدمش جز بخت نافرجام نیست ۳
کام نتوان یافتن در راه عشق
غیر ناکامی درین ره کام نیست ۴
دست باید داشتن از ننگ و نام
عشق را عاری چو ننک و نام نیست ۵
زین شب و روز مکرر دل گرفت
ایخوش آنجائی که صبح و شام نیست ۶
خوبتر از خال و زلف دلبران
دانهٔ مردم ربا و دام نیست ۷
آبروی نیکوان دلدار ماست
لیک با این خاک شینان رام نیست ۸
تا وصالش دست ندهد فیض را
این دل سرگشته را آرام نیست ۹
عشقبازی کار هر خود کام نیست ۱
پختهٔ باید بلای عشق را
کار این سودا پزان خام نیست ۲
چارهٔ عاشق همین بیچارگیست
همدمش جز بخت نافرجام نیست ۳
کام نتوان یافتن در راه عشق
غیر ناکامی درین ره کام نیست ۴
دست باید داشتن از ننگ و نام
عشق را عاری چو ننک و نام نیست ۵
زین شب و روز مکرر دل گرفت
ایخوش آنجائی که صبح و شام نیست ۶
خوبتر از خال و زلف دلبران
دانهٔ مردم ربا و دام نیست ۷
آبروی نیکوان دلدار ماست
لیک با این خاک شینان رام نیست ۸
تا وصالش دست ندهد فیض را
این دل سرگشته را آرام نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۰ - تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲ - یک محرم راز در جهان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.