هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات شاعرانه‌ای است که بر پایه‌ی عشق و مستی معنوی، دوری از ریا و پارسایی ظاهری، و نزدیکی به حقیقت و دوست (معشوق یا خدا) استوار است. شاعر از نوای بی‌نوایی و مستی شراب کبریایی سخن می‌گوید و ترجیح می‌دهد به جای عبادت ریایی، در خرابات (نماد دنیای بی‌ریایی) معتکف باشد. او زاهد را از خود دور می‌داند و تأکید می‌کند که با دوست آشنایی دارد و هیچ جدایی از او وجود ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند 'مستی' و 'شراب' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۷۴ - ما را که نوای بی نوائیست

ما را که نوای بی نوائیست
مستی ز شراب کبریائیست ۱

تا حشر بخویشتن نیائیم
هشیار و یا زحق جدائیست ۲

ساقی قدحی بده که مستی
بهتر زعبادت ریائیست ۳

ما معتکفیم در خرابات
ما را چه مجال پارسائیست ۴

از ما طمع صالح خامیست
مستیست چه جای خودنمائیست ۵

بیگانه مباش زاهد از ما
ما را با دوست آشنائیست ۶

ای فیض ازین صریح تر گوی
ما را از دوست کی جدائیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - کس نیست کز غم تو دلش پاره پاره نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - دل گرفتار ماه سیما ئیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.