هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد هجران و عشق نافرجام است. شاعر از رنج دوری معشوق و بیپروایی دل خود میگوید و با تصاویری مانند زهر آلودگی مژگان و درماننشدن توسط طبیب، عمق درد خود را نشان میدهد. او همچنین به لطف و ناز معشوق اشاره میکند و در نهایت، از تحمل هجران و ملامت دیگران سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و درد هجران است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'زهر آلودگی' و 'کشتن' ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
غزل ۱۸۰ - بزهر آلوده مژگان خواهدم کشت
بزهر آلوده مژگان خواهدم کشت
طبیب من بدرمان خواهدم کشت ۱
ندارد هیچ پروائی دل من
تغافلهای جانان خواهدم کشت ۲
بنازی یا نگاهی سازدم کار
بلطفی با باحسان خواهدم کشت ۳
بخوابم دوش حرف وصل میگفت
مگر امروز هجران خواهدم کشت ۴
ملامت گو چه میخواهد زجانم
کرانی زین کرانان خواهدم کشت ۵
مگر اینان بشیرینی کشندم
وگرنه زهر آنان خواهدم کشت ۶
برسوائی و شیدائی زن ای فیض
وگرنه درد هجران خواهدم کشت ۷
طبیب من بدرمان خواهدم کشت ۱
ندارد هیچ پروائی دل من
تغافلهای جانان خواهدم کشت ۲
بنازی یا نگاهی سازدم کار
بلطفی با باحسان خواهدم کشت ۳
بخوابم دوش حرف وصل میگفت
مگر امروز هجران خواهدم کشت ۴
ملامت گو چه میخواهد زجانم
کرانی زین کرانان خواهدم کشت ۵
مگر اینان بشیرینی کشندم
وگرنه زهر آنان خواهدم کشت ۶
برسوائی و شیدائی زن ای فیض
وگرنه درد هجران خواهدم کشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - غنیمتی است دمی کان بفکر کار گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - کار جان را تن ندادم روزگار از دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.