هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از دردها و رنجهای خود میگوید و تنها پناهگاه خود را معشوق (خدا یا معشوق زمینی) میداند. او از خستگی، غم و ناامیدی سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند و او را نجات دهد.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر، درک آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
غزل ۱۹۴ - جان ندارد جز تو کس یا مستغاث
جان ندارد جز تو کس یا مستغاث
خسته را فریاد رس یا مستغاث ۱
خسته دل در غم تو بستهٔ
چند ناله چون جرس یا مستغاث ۲
هر دمم خاری زند در دل خسی
بکسلم زین خار و خس یا مستغاث ۳
مرغ جان را بال همت برگشای
تا بپرد زین قفس یا مستغاث ۴
میرباید دل زمن هر دم بتی
هم تو گیرش باز پس یا مستغاث ۵
محو خود کن فیض را تابی رخت
بر نیارد یکنفس یا مستغاث ۶
رحم کن بر بی دل بیچاره
کو ندارد جزتو کس یامستغاث ۷
خسته را فریاد رس یا مستغاث ۱
خسته دل در غم تو بستهٔ
چند ناله چون جرس یا مستغاث ۲
هر دمم خاری زند در دل خسی
بکسلم زین خار و خس یا مستغاث ۳
مرغ جان را بال همت برگشای
تا بپرد زین قفس یا مستغاث ۴
میرباید دل زمن هر دم بتی
هم تو گیرش باز پس یا مستغاث ۵
محو خود کن فیض را تابی رخت
بر نیارد یکنفس یا مستغاث ۶
رحم کن بر بی دل بیچاره
کو ندارد جزتو کس یامستغاث ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۳ - من نروم ز پیش تودست منست و دامنت
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵ - شدیم بار کش ره زن هوا بعبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.