هوش مصنوعی: این متن عرفانی بر اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و وابستگی‌های مادی تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که تا زمانی که فرد از وابستگی‌های خود رها نشود، نمی‌تواند به عشق حقیقی و معنوی دست یابد. همچنین، درد و رنج را بخشی ضروری از سفر معنوی می‌داند و معتقد است که تنها از طریق عشق و فداکاری می‌توان به کمال رسید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند و آن‌ها را تحلیل نمایند.

غزل ۲۳۵ - تا جان نشود ز این و آن فرد

تا جان نشود ز این و آن فرد
بر دل نشود غم جهان فرد ۱

تا دل نشود بعشق او جفت
جان کی گردد در این و آن فرد ۲

در آتش عشق تا نجوشی
جان می نتوان فدای آن کرد ۳

بیدردی از آن تمام دردی
در دست دوای مرد بیدرد ۴

درد است دوای هر فسرده
بفروش متاع جان بخردرد ۵

تا مرد زنان و رهزنانی
در راه خدای نیستی فرد ۶

بزدای ز دل غبار کثرت
بنگر بجمال واحد فرد ۷

کی فیض رسد بگرد مردان
تا زو باقیست ذرهٔ گرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - خنگ آنکو دلش شد از جهان سرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - سرم ز مستی عشق تو های و هو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.